تبليغاتX
قحطی بریده امان بلوچ را - سایه
مهدی میرزایی
 

در اندرونی داشت حیدر گریه می کرد

قران ناطق پیش کوثر گریه می کرد

وقتی لگد بر سینه در خورد  حتی

چشمان خون الوده در گریه می کرد

*

هم حق خود را خورد ... هم همسایه ها را

هم نور را بلعیده و هم سایه ها را

گاهی گسستن بهتر است از وحدت   اما

ظلمت به هم چسبانده محکم سایه ها را

*

نگفتم مثل شخصی گنگ باشی

و چون ماهی اسیر تنگ باشی

ولی گفتم که در شان شما نیست

که با مردی غریبه دنگ باشی

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 18:30  توسط مهدی میرزایی |