![]() |
![]() |
|
| مهدی میرزایی |
|
۱:
بگذارید خشابم پر لیلا باشد باعث مردن من(ته پر) لیلا باشد آه من زیر همین گلوله جان خواهم داد دوست دارم کفنم چادر لیلا باشد ۲: از یاد برده گله فصل کوچ را چوپان نشسته شب ختم قوچ را نخلی خمیده و دشتی ترک ترک ! قحطی بریده امان بلوچ را
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 11:41 توسط مهدی میرزایی |
|
|
داغ او در باغ تا افتاد ٬ آتش می گرفت ... باغبان رفت و گل و شمشاد آتش می گرفت پیله ی خود را شکست و بی صدا پرواز کرد شمع با شیون درون باد آتش می گرفت از میان اهل امت رفت پیغمبر منش شعله در شعله ثمود و عاد آتش می گرفت آه ای ایرانیان دردا که ذوالقرنین رفت پارس را گریاند و قوم ماد آتش می گرفت رفت خسرو از میان و شور شیرین تلخ شد در کنار بیستون فرهاد آتش می گرفت نو عروسان را عزا پوشیده اند این قوم٬ آه در میان حجله اش داماد آتش می گرفت * ماه شهریور نماند و رفت تا اردیبهشت ! تیر در مرداد در خرداد آتش می گرفت .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 22:36 توسط مهدی میرزایی |
|
|
آخه کشکی نمی گن مثه کوهه رشیده ها ! خدایی با شکوهه دوتا کوهه که رو سینه اش نشسته دو تا کوهه که بش می گن ( دو کوهه )۱ .............................. ۱: نام محلی در خوزستان |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 22:24 توسط مهدی میرزایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
عبد الحسین انصاری آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
|
RSS
|